باران و تو

باران و تو 

 

باران می بارد و من خيره ياد چشمهايت هستم

باران می بارد و من بی اندازه دلتنگی را

سايه وار در كنار خويش ميابم ،

با اينكه آفتاب پشت ابر خزيده اما سايه يادت مرا تنها نميگذارد

می دانی تمام این قطره های باران ، ميزان خواستن توست از سوی من

 

25-08-84         14:26 ظهرانه روز چهارشنبه

 

  
نویسنده : parand khoshnafas ; ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸٤