اثير و رها
من به بودن دچار و به ماندن اثیر
تو برفتن ستبر و تیزپای
من به خاطره هایم دچار و اشک هایم اثیر
تو بر باد فراموشی رهای رها
من به تنهاییم دچار و به تیرگی شبهایم اثیر
تو چابک و جست و خیز کنان رمیده ای
من از کودکی هایم رها شده
کودکی هایم یادم نیست
تو میان کودکی ات غوطه وری
هنوز بوی کوچه و قهر و شتی می دهی
من اینجا حبس کرده ام دلم را برای تو
و به هیچ سو نمی نگرم
تو آزادی چو قاصدک به هر سو می روی
و به افق دور دست خیر گشته ای
من به تکرار دچار و از تغییر بیزار
تو به دگرگونی عطشناک و از سکون گریزان
من به غمهایم اندیشه کنان به بود و نبود
تو پی یافتن شادی ها و بدنبال شور زندگی
من تباه گشته ام به گناه حماقت چشمهایم
تو رها گشته ای به جرات بستن چشم هایت
30-07-1383 پرند خوش نفس
نویسنده : parand khoshnafas ; ساعت ۸:٥۸ ب.ظ روز یکشنبه ۳ آبان ،۱۳۸۳
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
