زندگی زيباست

زندگی زيباست آن هنگام که

دلی نگرفته باشد
که از مرور خاطره ها در خويش فرو نرويم
و افسوس نخوريم

زندگی زيباست آن هنگام که

لبها پر ز آواز دوباره ديدن ها باشد

زندگی زيباست آن هنگام که

که دلهامان سوی کسی دور پرپر نزند
يا که چشم هامان پر ز بقض جدايی نباشد يک دم

زندگی زيباست آن هنگام که

که ببينيم شاد است او و دگر هيچ نخواهيم ز خويش

زندگی زيباست آن هنگام که

بگوييم دگر هيچ ملالی از دوری نيست
همه نزديکند
ديگر غربتی نيست که پا بنهيم در آن وادی
و غرق غربت گرديم

زندگی زيباست آن هنگام که

بگوييم زندگی زيباست و بس ....



  
نویسنده : parand khoshnafas ; ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ اسفند ،۱۳۸۱


 

در آن هنگام که ديدم او
خيره بر آسمان جدايی چشم دوخته

دلم لرزيد ، دهانم خشک
زبانم بی حرف
به چشمانش من آن اوج پريدن ،
آن حس جدايی را خوانده بودم

چه تلخ است گلبرگی از گل جدا گردد

  
نویسنده : parand khoshnafas ; ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ اسفند ،۱۳۸۱